اخطار در رابطه با سرعت سالمندی ایران از هر ۴ ایرانی یک نفر سالمند می شود
به گزارش خاتون یار، یک فعال فرهنگی حوزه جمعیت و خانواده، با اشاره به عبور جمعیت ایران از 87 میلیون نفر اظهار داشت: جمعیت 87 میلیونی به تنهایی نشانه مثبتی نیست، نگرانی ما ساختار جمعیت است.
خبرگزاری مهر - گروه جامعه:
در ارتباط با آمار پخش شده در رابطه با عبور جمعیت ایران از مرز ۸۷ میلیون نفر، در کنار کاهش چشم گیر نرخ رشد جمعیت و راهکارهای مواجهه با حرکت جمعیت بسمت سالخوردگی، با حسین مروتی، فعال فرهنگی حوزه جمعیت و خانواده و دانشجوی دکترای حکمرانی خانواده و جمعیت دانشگاه تهران، در گفتگو با خبرنگار مهر مطرح کرد:
تحلیل شما از عبور جمعیت ایران از مرز ۸۷ میلیون نفر بر مبنای آمار پخش شده از جانب مرکز آمار ایران چیست؟ آیا این افزایش جمعیت به تنهایی نشانه مثبتی برای آینده کشور است و آیا اهداف کشور محقق شده است؟
مروتی: عدد جمعیت کشور به تنهایی چیز خاصی را مشخص نمی نماید. کشور ما اساساً مشکلی در مورد تعداد جمعیت ندارد، بلکه نگرانی ما در موضوع جمعیت، ساختار جمعیت است.
جمعیت کشور ما ۸۷ میلیون نفر است که در آمار جمعیتی دنیا، جمعیت خوبی بشمار می رود. کشور ما به نسبت کشورهای همسایه جمعیت خوبی دارد و از این لحاظ مسئله ای نداریم.
با آنکه تعداد جوان های کشور ما زیاد است، اما بشدت میانگین سنی جمعیت ما در حال افزایش می باشد و بزودی با جمعیت سالمند زیاد و جمعیت پیر مواجه خواهیم بود.
نگرانی اصلی ما، نرخ رشد جمعیت و کاهش نرخ باروری است که از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. درست است که با رشد جمعیت مواجه هستیم، ولی کاهش نرخ باروری در سالهای اخیر موجب کاهش رشد جمعیت شده که این مورد به سالخوردگی شدید جمعیت منجر خواهد شد.
حرکت ایران بسمت سالمندی جمعیت چه پیامدهایی برای اقتصاد، نظام رفاهی و توسعه کشور دارد؟
مروتی: برای پاسخ به سوال شما ابتدا نیاز است که مقدمه کوتاهی عرض کنم. در هیچ کشور توسعه یافته ای تابحال سیاست رسمی برای کنترل جمعیت وجود نداشته است، بلکه این کشورها بواسطه ظرفیت جمعیت انبوه و جوان خود توانستند به توسعه برسند.
پس از توسعه یافتگی، به علت مسایل فرهنگی، مثل انقلاب جنسی که در بعضی از این کشورها رخ داد، نرخ ازدواج کاهش پیدا کرد و در پی آن، فرزندآوری نیز کاهش پیدا کرد و این جوامع بسمت پیری رفتند. ولی در کشور ما متاسفانه قبل از رسیدن به توسعه و پیشرفت مطلوب، با جمعیت پیر مواجه می شویم.
ما قبل از آنکه فرصت استفاده از جمعیت جوان را داشته باشیم، با پروژه تحمیلی کنترل جمعیت، خودمان موجب از بین رفتن نیروی انسانی کشورمان شدیم. متاسفانه اگر روند فعلی باروری ادامه دار باشد، قبل از توسعه یافتگی و رسیدن به پیشرفت مطلوب، جمعیت ما پیر خواهد شد.
تاکنون کشوری نداشته ایم که قبل از توسعه گرفتار پیری جمعیت شده باشد. در واقع دنیا و ما تجربه مشابهی نداریم که بخواهیم از آن الگوبرداری نماییم و طبیعتاً با اقتصاد ضعیف تر، یک جمعیت پیر که درصد بالایی از آن بالای ۶۰ سال باشند، لطمه های اقتصادی بیشتری به وجود می آورد و شرایط بدتری را به وجود خواهد آورد.
به عنوان نمونه، نسبت پشتیبانی به هم می خورد و بحران صندوق های بازنشستگی ایجاد می شود؛ چون تعداد شاغلانی که حق بیمه می پردازند کاهش می یابد و تعداد مستمری بگیران افزایش شدیدی خواهد داشت. این اتفاق فقط ظرف دو یا سه دهه رخ خواهد داد برای اینکه سرعت سالمندی جمعیت ایران بی نظیر است.
ممکن است وقتی می گوییم کشور دارد بسمت پیر شدن می رود، خیلی از افراد بگویند کشورهای دیگری هم هستند که با جمعیت پیر رو به رو شده اند. اما تفاوتی که میان ایران و کشورهای دیگری که جمعیتشان تابحال پیر شده وجود دارد، سرعت فوق العاده بالای پیر شدن جمعیت ایران است.
در حال حاضر از هر ۱۰ ایرانی، یک نفر بالای ۶۰ سال سن دارد و فقط ظرف دو تا سه دهه آینده، از هر چهار ایرانی یک نفر بالای ۶۰ سال سن خواهد داشت. اتفاق مشابه در کشورهای دیگر بیشتر از ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال زمان برده است، اما ما با سرعت خیلی زیادی درحال حرکت بسمت سالمندی هستیم؛ به شکلی که حتی امکان تدارک دیدن برای جمعیت سالمند آینده نیز برای ما فراهم نیست. بهترین راه برای ما اینست که از سالخوردگی جمعیت پیشگیری نماییم.
دو رویکرد وجود دارد؛ یکی این که صبر نماییم جمعیت پیر شود و بعد با نتایج آن مواجه شویم و رویکرد دیگر اینست که تلاش نماییم جمعیت پیر نشود یا با سرعت کمتری پیر شود. در این مورد هم، پیشگیری بهتر از درمان است.
راه جلوگیری از سالخوردگی جمعیت چیست؟
مروتی: جلوگیری از این پیر شدن یک راه بیشتر ندارد و آن افزایش موالید است. هر یک بچه ای که به دنیا می آید، یک ترمز در راه پیری جمعیت است.
تصور کنید ما با سرعت درحال رانندگی هستیم که ناگهان یک دیوار بتنی پیش روی ما سبز می شود! ترمز گرفتن ما ممکنست که مانع برخورد ما با این دیوار نشود، اما حداقل از سرعت ما کم می کند و به ما کمک می نماید که خسارت کمتری ببینیم و جان سالم به در ببریم. عاقلانه اینست که تلاش نماییم جلوی سالخوردگی شدید و سریع جمعیت در ایران را بگیریم و از آن پیشگیری نماییم.
یکی دیگر از مشکلات سالخوردگی جمعیت، اینست که موجب کاهش رشد اقتصادی می شود.
علاوه بر بحران های صندوق های بازنشستگی، بخش مهم دیگری که به اقتصاد ما ضربه می زند، کاهش رشد اقتصادی و کاهش تولید است؛ چونکه جمعیت جوان ما از سنین کار خارج می شوند و موتور محرک تولید نماید خواهد شد و اقتصاد پویایی خویش را از دست می دهد.
نکته دیگری که وجود دارد اینست که ما با یک جمعیت پیر، با تغییر مسیر توسعه مواجه خواهیم شد؛ چون الگوی تقاضای جامعه بسمت خدمات حمایتی تغییر می کند. جمعیت جوان می تواند تولید نماید، اما وقتی جمعیت بسمت سالخوردگی حرکت می کند، بخش مهمی از توان جامعه صرف سالمندان می شود و این مسئله نیز می تواند معضلات اقتصادی بسیاری ایجاد نماید.
کاهش نرخ ازدواج بین متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ علتش چیست؟
مروتی: متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ عمدتا ازدواج کرده اند و معضل بزرگی دراین خصوص وجود ندارد. شاخص عمومیت ازدواج در کشور ما بالاست.
طبق سرشماری سال ۱۳۹۵، شاخص عمومیت ازدواج در ایران حدود ۹۵ درصد بوده است. یعنی فقط پنج درصد از ایرانیان بدون ازدواج به ۵۰ سالگی، یعنی سن تجرد قطعی، رسیده اند.
این یعنی حال بیشتر از ۹۰ درصد ایرانیان پیش از ۵۰ سالگی ازدواج می کنند. بدین سبب ما مشکل جدی اصولاً ازدواج نداریم که بخواهیم آنرا عامل اصلی بحران جمعیت بدانیم. ریشه مسئله جمعیت در ایران اینست که الگوی دو فرزندی در کشور ما جا افتاده است. نیمی از مردم فقط دو بچه می خواهند و حدود ۱۰ درصد نیز یک بچه می خواهند. یعنی حدود ۶۰ درصد مردم یک یا دو فرزند را ایده آل خود می دانند.
آیا باتوجه به وضعیت اقتصادی، مسئله اصلی کاهش فرزندآوری اقتصادی است؟
مروتی: اقتصاد، مسئله هست، ولی ریشه اصلی بحران جمعیت، لزوما اقتصادی نیست. گیلان و مازندران که بیشترین درآمد سرانه را در کشور دارند، پایین ترین میزان فرزندآوری را دارند. بدین سبب مسئله اقتصادی به تنهایی نمی تواند توضیح دهنده کاهش فرزندآوری باشد.
البته دو بحث را باید از هم تفکیک نماییم. اگر خانواده ای می خواهد فرزند بیشتری داشته باشد، حکومت موظف است، از آن خانواده حمایت کند. اما اگر تصور نماییم که اگر همه مردم ثروتمند شوند، لزوما فرزند بیشتری خواهند آورد، پاسخ اینست که خب چرا در سوئیس، سوئد و دانمارک باروری پایین است؟
در کشورهای حوزه اسکاندیناوی سیاستهای حمایتی خوبی وجود دارد، وضعیت اقتصادی مردم حدودا مناسب می باشد و آینده اقتصادی نیز تا حدی قابل پیشبینی است، اما بازهم با مشکل جمعیت مواجهند. بدین سبب حتی اگر مشکلات اقتصادی ما به صورت کامل برطرف شود ــ که البته آرزوی ماست ــ لزوماً مسئله جمعیت ما حل نخواهد شد.
پس از نظر شما کاهش فرزندآوری بیشتر مسئله فرهنگی است تا اقتصادی؟
مروتی: بله، مسئله فرهنگی است؛ به شرطی که ما درست مسئله فرهنگ را درک نماییم. فرهنگی بودن مسئله به این معنا نیست که فقط با سرود و نقاشی و بیلبورد و تبلیغات، مردم را به فرزندآوری تشویق نماییم.
بخش مهمی از کار فرهنگی، اتفاقاً همین مشوق های اقتصادیست. مشوق اقتصادی ممکنست بخش زیادی از هزینه های واقعی فرزندآوری را پوشش ندهد، اما همین مشوق ها دلگرمی ایجاد می کنند و تفکر مثبت بودن فرزندآوری بیشتر را به مردم القا می کنند. مشوق های اقتصادی، نگرش ساز هستند. بدین سبب اجرای مشوق های اقتصادی نیز یک نوع کار فرهنگی بشمار می رود.
اگر بخواهید در یک جمله چاره بحران جمعیت در ایران را بیان کنید، چه می گویید؟
مزوتی: اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، چاره بحران جمعیت در ایران، اجرای بی چون وچرا و بی نقص قانون دفاع از خانواده و جوانی جمعیت است.
منبع: خاتون یار
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب