زمین رایگان، خانه های ناتمام گره کور قانون جوانی جمعیت!

زمین رایگان، خانه های ناتمام گره کور قانون جوانی جمعیت!

به گزارش خاتون یار، واگذاری زمین به خانواده های دارای سه فرزند و بیشتر، بدون تأمین زیرساخت و تسهیلات ساخت، به تنهایی مشوق مؤثری برای فرزندآوری نیست.



خبرگزاری مهر - گروه جامعه:

واگذاری زمین به خانواده های دارای سه فرزند و بیشتر، یکی از سیاستهای قانون دفاع از خانواده و جوانی جمعیت برای دفاع از مسکن و فرزندآوری است؛ اما با وجود گذشت چند سال از اجرای این طرح، بازهم فاصله ای میان واگذاری زمین و تبدیل آن به خانه قابل سکونت وجود دارد. علی پژهان، استادیار جمعیت شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و دبیر اندیشکده سلامت جمعیت و خانواده، در گزارش خاتون یار به نقل از مهر با اشاره به آمار واگذاری زمین، اعتقاد دارد زمین مجانی به تنهایی نمی تواند مشوق کافی برای فرزندآوری باشد و اجرای مؤثر این سیاست به تامین زیرساخت، تسهیلات ساخت، حمایت مالی و دسترسی خانواده ها به مسکن قابل سکونت نیاز دارد.
مسکن یکی از مهم ترین دغدغه های خانواده ها در راه ازدواج و فرزندآوری است و به این علت در قانون دفاع از خانواده و جوانی جمعیت، واگذاری زمین یا واحد مسکونی برای خانواده های دارای سه فرزند و بیشتر پیشبینی شده است. در عین حال، اجرای این سیاست طی سالیان اخیر با چالش هایی مانند تامین زمین، آماده سازی، زیرساخت، تسهیلات بانکی و توان مالی خانواده ها برای ساخت مواجه بوده است. مشروح این گفتگو را می خوانید:

وقتی در رابطه با سیاستهای تشویقی جمعیت صحبت می نماییم، چه نگاهی باید به مسئله جمعیت داشته باشیم؟

امروز بحث ما بیشتر در رابطه با سیاستهای تشویقی جمعیت و سیاستهای ابلاغی جمعیت است.
در حوزه جمعیت، برخی نگاه تقلیل گرایانه ای دارند؛ یعنی موضوع جمعیت را خیلی ساده و محدود می بینند. در حالیکه جمعیت یک موضوع چندبعدی، حساس و با این حال زمینه مند است و تحت تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد.
موضوع، جمعیتی است، اما راهکار آن لزوماً جمعیتی نیست و امکان دارد اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی باشد. علی ای حال، جمعیت یک مسئله ملی است. در ادبیات ما بارها گفته شده که جمعیت یک مسئله جناحی نیست، بلکه یک مسئله ملی است.
امروز گزارشات پرتکرار مسئولان در رابطه با افزایش ازدواج، سیاستهای تشویقی جمعیت، مسکن، زمین و کاهش باروری، اگر بدون ارزیابی شفاف و اصلاح راهبردها عرضه شود، به عقیده من نه فقط کمکی به حل مسایل و چالش های پیش روی جمعیت کشور نمی کند، بلکه سبب بی اعتمادی و کاهش سرمایه اجتماعی و حکمرانی می شود.
ما در حوزه جمعیت، متاسفانه به یک مدل سازی و چارچوب نظری مشخص نرسیده ایم. وقتی می گوییم موضوع جمعیت یک مسئله ملی است، اگر نرخ رشد جمعیت کمتر از یک و سطح باروری کمتر از ۱.۶ فرزند به ازای هر زن باشد، دیگر مهم نیست چه دولتی سر کار است؛ بدین سبب باید تلاش نماییم وضعیتی را که از نظر جمعیتی رخداده، اصلاح نماییم.

در میان سیاستهای حمایتی، نقش مسکن و زمین را چگونه ارزیابی می کنید؟

مسکن مهم می باشد، اما به عقیده من زمین مجانی به تنهایی مشوق کافی و مؤثری نیست. مؤثرترین سیاستها به طور معمول تلفیقی از مسکن، درآمد، مراقبت از کودک و امنیت شغلی هستند.
ما سیاست مسکن و زمین را از روسیه گرفتیم. وقتی صحبت از زمین می شود، این ایده در سال ۲۰۰۷ در روسیه به وجود آمد و موفق بود. ایده این بود که به خانواده هایی که فرزندآوری دارند زمین واگذار شود و ما هم این ایده را گرفتیم، اما در کشور ما واگذاری زمین تا به امروز موفق نبوده است.
مجارستان هم از کشورهایی است که مسکن و زمین عرضه کرده و در کنار آن، وام و معافیت های مالیاتی نیز درنظر گرفته است. این طرح ها در یک دهه، تا حدودی موفق بوده اند. فرانسه معتقد بود فقط پول کافی نیست و به این علت سیاستهای گسترده ای برای دفاع از خانواده ایجاد کرد، اما نرخ باروری آن بازهم کاهش داشته و تعداد فرزندان نیز روزبه روز کمتر شده است. بدین سبب حتی با وجود تلفیقی از سیاست ها، فرانسه یک نظام گسترده حمایتی از خانواده طراحی نموده، اما هنوز در حوزه باروری موفق نبوده است.
سنگاپور نیز شرایطی شبیه ما دارد؛ یعنی از مسکن و زمین حمایت کرده، اما موفق نشده است. این کشور مرخصی والدین را نیز ایجاد کرد تا بتواند نرخ فرزندآوری را افزایش دهد، اما در نهایت متوجه شد که مسکن و زمین به تنهایی کافی نیست و فرزندآوری صرفا به سیاستهای دولتی وابسته نیست و عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مهمی دارند.
در ایران، تلفیقی از این مشوق ها، به عقیده من، می تواند جواب بدهد. اما نرخ باروری بازهم کاهش باروری را نشان میدهد. این نشان میدهد که ما درحوزه سیاستهای جمعیتی، در آن ۷۲ ماده، اصلاً موفق نبوده ایم. ما تا به امروز در سیاستهای جمعیتی یک گام به جلو و دو گام به عقب بوده ایم.
البته این به مفهوم آن نیست که تک تک سیاستها ناموفق بوده اند؛ بلکه باید اثر هر برنامه بصورت جداگانه و با گروه کنترل بررسی شود. چون این کار انجام نشده، ما نمی دانیم واقعا مسکن موفق بوده یا نبوده است.
یک مطالعه در ایران در سال ۲۰۲۳ از هزار و ۶۸۷ نفر پرسیده بود که کدام سیاستهای جمعیتی را بیشتر ترجیح می دهند. اکثریت، زمین دولتی و مسکن را انتخاب نموده بودند.
تجربه کشورهای دیگر نیز به ما نشان داده که در حوزه زمین موفق نبوده ایم.
ممکن است زمین خارج از شهر باشد، خانواده مجبور باشد هزینه ساخت و حتی زیرساخت را تامین کند، زیرساخت آماده نباشد یا زمین با مشکل اشتغال و دسترسی به امکانات مواجه باشد و در نهایت به کار خانواده نیاید. بدین سبب مسکن مهم می باشد، اما زمین مجانی به تنهایی نمی تواند مشوق خوبی باشد.

در قانون دفاع از خانواده و جوانی جمعیت، واگذاری زمین ۲۰۰ متری برای خانواده های مشمول پیشبینی شده است. وضعیت اجرای این قانون چه طور است؟

ماده ۴ قانون دفاع از خانواده و جوانی جمعیت یک ایده مشخص دارد. در این ماده پیشبینی شده است خانواده ای که به فرزند سوم و بیشتر می رسد و یکی از مهم ترین دغدغه هایش مسکن می باشد، از جانب دولت زمین یا واحد مسکونی حداکثر تا ۲۰۰ متر دریافت کند.
اما نکته اینجاست که زمین مجانی الزاماً به مفهوم خانه مجانی نیست. ارزش خود زمین از خانواده دریافت نمی گردد، اما هزینه آماده سازی زمین مطابق قانون قابل دریافت است و برای آن دو سال تنفس و هشت سال زمان بازپرداخت پیشبینی شده است.
سؤال اینجاست که آیا دولت زمین داده است؟ آیا خانواده توانسته با دریافت زمین، خانه بسازد؟ و اساساً چند خانواده تا حالا واقعا زمین گرفته اند؟آمارها ضدونقیض است. من نمی توانم الان سازمان های متولی را پاسخگو بدانم، اما طبق آخرین اعلام سازمان ملی که انتشار یافته، در دیماه ۱۴۰۴، از آغاز اجرای قانون تا آن زمان برای ۷۷ هزار و ۳۸۱ متقاضی، واگذاری زمین انجام شده است.

یعنی حدود ۷۷ هزار خانواده زمین گرفته اند؟

این عدد را نباید لزوماً به مفهوم ۷۷ هزار خانواده دارای فرزند سوم بدانیم که حتی زمین خودرا نیز دریافت کرده اند؛ چونکه این آمار شامل خانواده های دارای سه فرزند و بیشتر و همین طور خانواده های دارای چهار فرزند زیر ۲۰ سال است.
از طرف دیگر، در مرداد ۱۴۰۴، مدیرکل راه و شهرسازی تهران از حدود هزار و ۲۰۰ قرارداد واگذاری در استان تهران آگاهی داده بود، در حالیکه حدود ۳۵ هزار نفر در استان تهران نام نویسی کرده بودند.
تا اسفند ۱۴۰۴ نیز از میان ۱۵ هزار و ۵۷۰ متقاضی تأیید غائی شده، اعلام شده است که ۶ هزار و ۲۳۵ نفر زمین خودرا تحویل گرفته اند.
اگر بخواهیم صادقانه با مردم صحبت نماییم، باید بگوییم واگذاری انجام شده، اما بازهم فاصله قابل توجهی میان تعداد متقاضیان حائز شرایط و تعداد خانواده هایی که عملا زمین تحویل گرفته اند وجود دارد.
از همه مهم تر، یک آمار ملی شفاف و به روز در رابطه با این که از این زمینهای تحویل شده، چند خانواده واقعا پروانه گرفته اند و چند خانواده به مرحله سکونت رسیده اند، در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است. این مساله می تواند یک ضعف مهم در نظام ارزیابی سیاست باشد.

چرا خیلی از زمینهای ۲۰۰ متری به ساخت خانه نرسیده اند؟

به نظر من مهم ترین نکته این بحث این است که ما یک اشتباه سیاستی مرتکب شده ایم. اگر تصور نماییم زمین دادیم، پس مسئله مسکن حل شده است، این یک تفکر غلط است.
بین زمین و خانه چند حلقه وجود دارد؛ زمین، آماده سازی، آب و برق و گاز، مجوز، نقشه برداری، پروانه، تامین مالی، ساخت و در نهایت سکونت. اگر یکی از این حلقه ها بهر دلیلی متوقف شود، زمین عملا تبدیل به مسکن نمی شود.
در برخی مناطق حتی گزارش شده خانواده ها حدود دو سال پس از دریافت زمین هنوز نتوانسته اند ساخت وساز را شروع کنند. یکی از اشکالات، آماده نبودن زمین است.
یک مقام مسئول در یکی از استان ها گفته بود هدف این است که زمین صرفا تحویل داده نشود، بلکه زیرساخت های اولیه مانند خیابان و تأسیسات زیربنایی نیز فراهم گردد تا فرد بتواند ساخت وساز را آغاز کند.
در استان مرکزی نیز یک مقام مسئول اعلام نموده بود هزینه آماده سازی بعضی قطعات به سبب شرایط زمین به حدود ۵۵۰ تا ۵۶۰ میلیون تومان رسیده، در حالیکه هزینه متعارف آماده سازی در خیلی از پروژه ها حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان عنوان شده است.
با این تفاسیر، اگر به یک خانواده کم درآمد بگوییم این زمین برای شما، اما هزینه آماده سازی، پروانه، مصالح، دستمزد، انشعابات و ساخت را خودتان تامین کنید، عملا بخش بزرگی از مسئله را حل نکرده ایم.

مشکل اصلی، کمبود زمین است یا مشکلات بانکی؟

برخی می گویند مشکل اصلی کمبود زمین است و برخی نیز مشکل بانکها را مطرح می کنند. اگر از من بپرسید، می توانم هر دو مسئله را دخیل بدانم، اما هیچ کدام به تنهایی نمی توانند مقصر شناخته شوند.
در بعضی استان ها واقعا مسئله زمین داریم. در استانهای متراکم، تامین زمین داخل شهر دشوار است؛ مانند تهران و اصفهان. در بعضی استان ها مسئله زمین کمتر است و مشکل اصلی به ساخت، آماده سازی و تامین مالی برمی گردد.
مثلاً مدیرکل راه و شهرسازی خراسان جنوبی گفته بود استان در طرح جوانی جمعیت مشکل تامین زمین ندارد و مسئله اصلی، تامین خدمات زیربنایی است.
از سوی دیگر، در نظام بانکی نیز همینطور است و واقعا یک گلوگاه مهم به حساب می آید. گفته شده تا پایان مرداد ۱۴۰۴ بالاتر از ۱۸۶ هزار فقره وام فرزندآوری پرداخت شده، اما بازهم حدود ۵۲۱ هزار نفر در صف دریافت این تسهیلات هستند.
کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز در گزارش عملکرد شبکه بانکی، بارها در رابطه با انباشت صف های چند هزار نفری و مشکلات پرداخت تسهیلات ازدواج و فرزندآوری صحبت کرده است.
پس می توانم این طور به سؤال شما پاسخ بدهم که مشکل فرزندآوری فقط کمبود منابع نیست؛ مشکل، تبدیل منابع به حمایت مؤثر و بموقع است. امکان دارد دولت منابع اختصاص دهد، اما اگر خانواده شش ماه یا یک سال در صف بانک بماند، اثر سیاستها کاسته می شود.

در کدام استان ها واگذاری زمین بیشتر انجام شده است؟

پاسخ های متفاوتی وجود دارد و باز هم آمار دقیقی در این عرصه نداریم. اینجا باید با آمار دقیق صحبت نماییم.
آخرین ترکیبی که از آمارهای پخش شده داریم، نشان میدهد در یک مقطع بیشترین تعداد واگذاری در استان هایی مانند یزد، خراسان جنوبی و هرمزگان بوده است.
در یزد حدودا ۹ هزار و ۳۱۵ قطعه زمین واگذار شد، در خراسان جنوبی ۶ هزار و ۷۷۱ قطعه، در هرمزگان ۶ هزار و ۴۰۰ قطعه و در خراسان رضوی ۶ هزار و ۱۱۸ قطعه. در مقابل، در استان هایی مانند لرستان و زنجان کمترین واگذاری، حدود ۴۰۳ قطعه، گزارش شده است.
در بوشهر نیز 3000 و ۷۱۵ متقاضی زمین دریافت نمودند و در سیستان و بلوچستان در سال ۱۴۰۴، حدودا برای هزار و ۳۱۹ متقاضی حائز شرایط، زمین واگذار شده است.
به عقیده من دولت باید جدول ماهانه و عمومی نام نویسی، تأیید، تخصیص، تحویل زمین، صدور پروانه و شروع ساخت را به تفکیک استان و شهرستان منتشر کند. تا به امروز ما چنین چیزی را از دولت ندیده ایم.
من به عنوان یک جمعیت شناس باید از دولت مطالبه گری کنم که این اطلاعات را در اختیار عموم مردم قرار دهد.

چرا در بعضی شهرها این قانون بهتر اجرا شده و در بعضی شهرها نه؟

عوامل بسیاری تعیین کننده هستند. اول این که زمین دولتی در دسترس بوده یا نه. شهری که پاسخ می دهد، امکان دارد زمین دولتی داشته باشد.
بعضی شهرها هزینه آماده سازی و زیرساخت بالاتری دارند.
زمین ارزان یا رایگان، اگر آب و برق نداشته باشد، برای خانواده کم درآمد جذابیت محدودی دارد. موضوع دیگر ظرفیت ساخت خانواده مطرح است. این بحث ها باید در کنار هم دیده شوند.

بعضی کشورها بجای زمین، خانه آماده داده اند. آیا این مدل می تواند برای ایران هم استفاده شود؟

به نظر من ضرورتی ندارد برای همه خانواده ها یک نسخه بپیچیم. برای بعضی خانواده ها مسکن آماده بدهیم، برای بعضی زمین و برای بعضی دیگر زمین آماده و وام ساخت درنظر بگیریم.
گزینه دوم می تواند مسکن آماده یا نیمه آماده برای خانواده ای باشد که توان ساخت ندارد.
گزینه سومی که می توانم پیشنهاد بدهم این است که در شهری که زمین وجود ندارد، کمک هزینه یا وام معادل ارزش زمین برای خرید یا ساخت مسکن به خانواده اختصاص داده شود.
پس دلیلی ندارد فقط مسکن بدهیم یا فقط زمین؛ می توانیم ترکیبی عمل نماییم.

آیا واقعا زمین می تواند موجب فرزندآوری شود؟

زمین، به عقیده من، به تنهایی معجزه نمی نماید. تا به امروز هم معجزه ای از زمین ندیده ایم. اما مسکن یکی از هزینه های خیلی مهم تشکیل خانواده و فرزندآوری است. کشورهایی که خدمتتان عرض کردم نشان می دهند حمایت مسکن، مراقبت از کودک، مرخصی والدین و حمایت درآمدی، اگر بصورت یک بسته طراحی شوند، شانس اثرگذاری بیشتری دارند.
برای نمونه، برنامه ای که به آن «سرمایه مادری» می گویند، امکان استفاده از حمایت مالی برای خرید یا ساخت مسکن را فراهم می آورد. حمایتی که روسیه به خانواده ها عرضه کرده، از نظر ارزش واقعی باید برای خانواده قابل توجه باشد.

اگر بخواهید مهم ترین ایرادهای اجرای سیاست واگذاری زمین را جمع بندی کنید، چه مواردی را مطرح می کنید؟

اگر بخواهیم سه ایراد اصلی اجرای سیاست زمین را مطرح نماییم، سه مورد را برجسته می کنم.
یکی این که واگذاری زمین را با خانه اشتباه گرفتیم. شاخص موفقیت نباید تعداد سند یا قرارداد زمین باشد؛ شاخص اصلی باید این باشد که چند خانواده پس از دریافت زمین صاحب خانه قابل سکونت شده اند.
دومین مورد، کامل نبودن حلقه مالی ساخت است. خانواده ای که زمین گرفته، برای ساخت نیازمند وام، آورده، مصالح و پیمانکار است.
سومین مورد این است که زمان را دست کم گرفته ایم. فرزندآوری تصمیمی است که خانواده در رابطه با آینده خودش می گیرد. اگر خانواده امروز صاحب فرزند سوم شود، ولی سه سال بعد تازه بتواند زمین دریافت کند و چند سال بعد خانه بسازد، اثر سیاست خیلی کاسته می شود و موجب بی اعتمادی می شود. بدین سبب مشوق باید همزمان با دوره تصمیم خانواده قابل لمس باشد، نه چند سال بعد.

دولت برای مؤثرتر شدن این سیاستها چه اقدامی باید انجام دهد؟

دولت باید از سیاست واگذاری زمین به سوی «پیمان مسکن خانواده» حرکت کند؛ یعنی وقتی خانواده مشمول شد، یک بسته مشخص و قابل سنجش دریافت کند.
دولت باید زمین آماده داشته باشد و وام ساخت متناسب با هزینه واقعی ساخت بدهد، نه وامی که فقط قسمتی از هزینه ساخت را پوشش دهد. دوره تنفس واقعی نیز لازم است.
خانواده ها، به نظرم، نباید همزمان با تولد فرزند سوم با مشکلات ساخت وساز مواجه شوند. باید امکان انتخاب به آنها داده شود؛ یعنی زمین، خانه آماده یا معادل ارزش زمین و در نهایت اولویت با محل زندگی و اشتغال خانواده باشد.
بانک ها نیز باید زمان بندی مشخصی داشته باشند تا بتوانند این حمایت ها را در زمان مناسب ارائه نمایند.
این گزاره های سیاستی باید اجرا شود تا دولت و مردم بتوانند برای فرزندآوری و ازدواج، با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرند.


منبع:

0.0 از 5
9
1405/08/08
14:09:44
تگهای خبر: آب , ازدواج , اقتصاد , امنیت
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X

مطالب مرتبط در خاتون یار
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۴

لینک دوستان خاتون یار

خاتون یار

تگهای خاتون یار

khatoonyar.ir - حقوق مادی و معنوی سایت خاتون یار محفوظ است

خاتون یار خاتون یار

همه چیز درباره زنان
با خاتون یار، دانش و آگاهی خود را در زمینه‌های مختلف افزایش دهید و از آخرین ترندها و نکات کاربردی برای داشتن زندگی شادتر و موفق‌تر بهره‌مند شوید