تمرکز روی آرزوها یا ترس ها کدام یک موجب آرامش می شود؟
به گزارش خاتون یار، یک مشاور خانواده، علت بروز ناامیدی و اضطراب را ناشی از خودانتقادگری شدید دانست و اظهار داشت: در این وضعیت، انگیزه های فرد بیرونی می شود و مدام نگران تنبیه یا در جست وجوی پاداش بیرونی است. این افراد همیشه بر ممانعت از ضرر، اجتناب از شکست و موانع تمرکز دارند و حتی در لحظات خوشی نیز بصورت ناخودآگاه، با افکار منفی موجب ترشح کورتیزول و ایجاد اضطراب می شوند.
به گزارش خاتون یار به نقل از ایسنا، زینب قدیری مشاور خانواده ضمن اشاره به نگاههای اخیر روان درمانی و ساختار فیزیولوژیک بدن انسان، اظهار داشت: در مجموع، تمرکز بر امیدها و قابلیتها خیلی مؤثرتر از تمرکز بر ترس ها و کمبودهاست. تمرکز بر جاذبه های هیجانی مثبت و دوست داشتنی ها بجای خواستنی ها، منجر به بهبود حال درونی فرد می شود.
وی با تشریح تاثیر تمرکز بر احساس امنیت، امید و اشتیاق برای یادگیری، اظهار داشت: زمانی که فرد بر خودِ آرمانی و کسی که دوست دارد باشد تمرکز می کند و کمال گرایی منفی و تصویرسازی های شکست خورده را کنار می گذارد، سیستم عصبی پاراسمپاتیک بصورت خودکار فعال می شود. این سیستم مسئول آرامش، استراحت و هضم در بدن است و در این حالت، شبکه های مغزی با همدلی، تفکر خلاق و دیدگاه کل نگر فعالیت می نمایند.
این مشاور خانواده که در رادیو صحبت می کرد، با اعلان اینکه در وضعیت تمرکز بر خودِ آرمانی، انگیزه ها درونی و خودجوش می شوند، اضافه کرد: در این حالت، حتی اگر مشکلات محیطی مانند تورم و نوسانات اقتصادی به سیستم عصبی حمله کنند، فرد بازهم ارزش های درونی خودرا حفظ می نماید. در مقابل، اگر تمرکز فرد بر خودِ بایستی یا تصویری باشد که دیگران از او انتظار دارند، سیستم عصبی سمپاتیک و ساز و کار جنگ و گریز فعال شده و ترشح هورمون کورتیزول و اضطراب افزایش خواهد یافت.
وی با تاکید بر این که ناامیدی و اضطراب ناشی از خودانتقادگری شدید می باشد، خاطرنشان کرد: در این وضعیت، انگیزه های فرد بیرونی می شود و مدام نگران تنبیه یا در جست وجوی پاداش بیرونی است. این افراد همیشه بر ممانعت از ضرر، اجتناب از شکست و موانع تمرکز دارند و حتی در لحظات خوشی هم بصورت ناخودآگاه، با افکار منفی موجب ترشح کورتیزول و ایجاد اضطراب می شوند.
در ادامه، سعید معیدفر- جامعه شناس و استاد دانشگاه ضمن اشاره به زندگی گذشتگان در اجتماعات کوچک بیان نمود: در گذشته حدودا همه چیز برای فرد از پیش تعیین شده بود؛ شغل، ازدواج و محل زندگی مشخص بود و فرد درگیر تب وتاب و استرس های شدید برای ساختن آینده نمی شد. اما دوران مدرن با خصوصیت گستردگی هم راه است که در آن، جوامع کوچک در کلان شهرها ادغام شده و انسان ها در انبوه جمعیت گم می شوند.
وی با تصریح بر این که این گم گشتگی و سرگشتگی، خصوصیت ذاتی جامعه مدرن است، اظهار داشت: برعکس گذشته، امروز فرد باید همه چیز، همچون شغل، تحصیلات و جایگاه اجتماعی را شخصاً کسب کند که این امر فشار و استرس زیادی را تحمیل می کند. حال اگر کارکردهای جامعه بزرگ در عرصه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم مبتلا به اختلال باشد، فرد با بحران های عمیقی مواجه می شود.
این استاد دانشگاه در مصاحبه ای با رادیویی، با انتقاد از سیستم آموزشی و سیاستهای توسعه شهری، اظهار داشت: نظام تعلیم و تربیت ما به شدت فردگرایی را تقویت می کند و افراد را در رقابت حذفی با یکدیگر قرار می دهد. همچنین، سیاستهای توسعه شهری غلط سبب شده که هویت های محله ای از بین بروند. در گذشته، مهاجران به شهر های بزرگ، محله های خاص خودرا می ساختند و هویت جمعی داشتند، اما حالا شهرک سازی ها و برج سازی ها این هویت ها را نابود کرده است.
وی راه حل برون رفت از این وضعیت را احیای پیوندهای اجتماعی دانست و تاکید کرد: تنها سفارش روان شناختی به فرد برای تغییر کافی نیست، برای اینکه اگر فرد به جامعه، گروه دوستان و همسایگان وصل نباشد، نمی تواند حال خوبی داشته باشد. سیاستها باید از بالا به پایین تغییر کنند و زمینه مشارکت شهروندان در اداره محله و امور اجتماعی فراهم گردد.
معیدفر ضمن اشاره به این که کمک به دیگران، در حقیقت کمک به احیای خود فرد است، اشاره کرد: ما باید سیاستهای توسعه نهادهای مدنی و انجمن ها را در دستور کار قرار دهیم و سیاستهای شهرسازی را از فردمحوری خارج نماییم تا بتوانیم مجدداً موقعیت های زیست اجتماعی و هویت جمعی را تقویت کنیم؛ در غیر این صورت، فرد در انزوا و اضطراب باقی خواهد ماند.
منبع: خاتون یار
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب